سایت موسیقی ما - مروری بر موسیقی سال 1392 و تجلیل از آلبوم " خرس سیاه بلوچی "

انور براهیم، آلبوم‌های چند صد میلیونی و ضجه‌های خرسِ قطبیِ سمیرُم
زمان: دوشنبه - 1393/1/11
سایت موسیقی ما - مروری بر موسیقی سال 1392 و تجلیل از آلبوم " خرس سیاه بلوچی "
سایت موسیقی ما - مروری بر موسیقی سال 1392 و تجلیل از آلبوم " خرس سیاه بلوچی "

گزارش " امیر بهاری " روزنامه نگار در سایت موسیقی مرور و نقدی در مورد موسیقی سال 1392 داشته 

 http://www.musicema.com/node/197840

 

موسیقی و سال 1392
انور براهم، آلبوم‌های چند صد میلیونی و ضجه‌های خرسِ قطبیِ سمیرُم
[ امیر بهاری - روزنامه‌نگار ]
 
سالی که گذشت برای موسیقی در ایران سال عجیبی بود. چند ماه اول سال همه در انتظار انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بودند. انتخابات انجام شد و همه در انتظار تغییر مدیریت ها بودند و بعد از آن ماه رمضان آمد. بعد از آن تعدادی کنسرت برگزار شد و بعد ماه های محرم و صفر پیش آمدند و بعد از این ایام حرام، موسیقی وارد یک ماراتن عجیب و غریب شد تا نزدیکی جشنواره موسیقی فجر و بعد از آن هم یک اسفند پر از آلبوم. جالب اینکه اسفند با دو نقطه بزرگ به پایان رسید که هر دو متعلق به فرزندان بزرگان موسیقی اول انقلاب بودند؛ «نه فرشته ام نه شیطان» و «بُعد یازدهم». هر دو این پروژه ها چند صد میلیون تومانی بودند و برای هر دو آنها هم مراسم غریبی به عنوان رونمایی برگزار شد...


سالی که گذشت برای موسیقی در ایران سال عجیبی بود. چند ماه اول سال همه در انتظار انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بودند. انتخابات انجام شد و همه در انتظار تغییر مدیریت ها بودند و بعد از آن ماه رمضان آمد. بعد از آن تعدادی کنسرت برگزار شد و بعد ماه های محرم و صفر پیش آمدند و بعد از این ایام حرام، موسیقی وارد یک ماراتن عجیب و غریب شد تا نزدیکی جشنواره موسیقی فجر و بعد از آن هم یک اسفند پر از آلبوم. جالب اینکه اسفند با دو نقطه بزرگ به پایان رسید که هر دو متعلق به فرزندان بزرگان موسیقی اول انقلاب بودند؛ «نه فرشته ام نه شیطان» و «بُعد یازدهم». هر دو این پروژه ها چند صد میلیون تومانی بودند و برای هر دو آنها هم مراسم غریبی به عنوان رونمایی برگزار شد. مراسم مفصلی  که هر چقدر در موسیقی بین المللی جستجو می‌کنم مثلاً برای انتشار آخرین آلبوم باب دیلن، یا گروه دیپ پرپل و یا حتی آلبوم های لیدی گاگا و امثالهم هم برگزار نشده است. آنها نگاه متفاوت‌تری به مسئله تبلیغات دارند. البته شرایط ما با آنها متفاوت است و شاید قیاس نادرستی باشد اما مسئله مهم این است که درصد معدودی از مردم ایران اهل رسانه های نوشتاری اند و بازتاب این مراسم ها بُعد تبلیغاتی عامی ندارد و  بیشتر برای جلب توجه مخاطبان جدی‌تر است. ولی بعید می دانم یک مخاطب جدی موسیقی از اینکه یک کارگردان درباره یک اثر موسیقی در رونمایی سخنرانی کند، خشنود شود؛ ترجیح او اهل فن هستند.

اما اگر بخواهم نگاه شخصی تری به وقایع سال 1392 داشته باشم، چند نکته مهم وجود دارد که نمی توانم از آنها به سادگی عبورکنم. یکی از آنها شخص رامین صدیقی و نشر هرمس است. نشر هرمس در سال گذشته تنها سه آلبوم منتشر کرده است ولی سه آلبومی که حداقل دوتای از آنها از شنیدنی‌های مهم سال گذشته ام بودند. البوم های «کاسته» از تریو احسان صدیق (که پیش تر همین جا درباره آن نوشتم و ضرورتی برای پرداخت دوباره ندارد)  و «یک روز» از شهرام غلامی. اجراهای زنده شهرام غلامی به اندازه آلبومش موفق نبودند اما این آلبوم با حضور پژمان حدادی ِ بی نظیر و راجیب چاکر ابورتی، اثری درخشان و مغتنم برای سال گذشته بود. اما رامین صدیقی به این تمام نشد. او پس از حدود هشت سال هرمس را به عرصه اجرای زنده بازگرداند و با روی صحنه آوردن سهیل نفیسی  دل بسیاری از علاقمندان موسیقی که می خواستند یک موسیقی با کلامِ با کیفیت و دست داشتنی بشنوند را شاد کرد. فعالیت های رامین صدیقی به این هم تمام نشد، انور براهم موسیقیدان برجسته تونسی را به ایران دعوت کرد و شب بزرگی در تاریخ تالار وحدت به ثبت رساند. به زعم من از آن مهم‌تر حضور کوارتت «وُلفِرت برِدِرُوت» در ایران بود که یک موسیقی جدید از جریان پیش روی موسیقی اروپا را به مخاطبان ایرانی ارائه کرد. کوارتتی که به دعوت رامین صدیقی به ایران آمد. فکر می کنم موسیقی ایران در سال 1392 بخشی از اتفاقات مهم‌اش را مدیون رامین صدیقی است. حضور طولانی مدت آنیا لشنر در ایران و برگزاری کنسرت و کارگاه آموزشی این نوازنده توانمند را هم از یاد نبریم. البته امسال اهمیت بودن رامین صدیقی در جشنواره موسیقی فجر جلوه دیگری پیدا کرد؛ کنتراست هنرمندانی که به دعوت دیگران به جشنواره آمده بودند با سه گروهی که صدیقی به جشنواره دعوت کرده بود آنقدر زیاد بود که جای بحث نمی‌گذارد.  رامیز قلی اوف بزرگ به دعوت دیگران آمده بود اما آنقدر اجرای شلخته و بی قاعده ای برگزار کرد که همه تنها با این جملات خود را متقاعد می کردند که رامیز قلی اوف است دیگر، همین هم غنیمتی است.  اما قیاس اجرای براهم و قلی اوف محلی برای بحث نمی‌گذارد. از حق نگذریم دو سال گذشته که صدیقی دست تنها بود و بودجه جشنواره هم کمتر، بخش بین الملل آبرومندتر برگزار شد.

پژمان حدادی امسال هم ستاره بود. در هر آلبومی که حضور داشت، حتی اگر آن آلبوم چیز دندان گیری نبود، حدادی عالی بود. «یک روز»، «آن من که سراید»، «سفر خاموش»، کنسرت های حسین علیزاده و.... خلاصه حدادی با تمبک و پنداریک اش بدون آنکه از قاب آثاری که در آنها حضور دارد، بیرون بزند، یک نوازنده تمام عیار است. اما «آن من که سراید» چیزی دیگری بود. آلبومی شامل دو نوازی های حدادی و امامیار  حسن اوف که تجربه جالبی از دو نوازنده از دو فرهنگ نزدیک به هم بود. حسن اوف در نوازندگی اش ادبیات جالبی دارد. شنیدن آن به خصوص برای نسل جدید کمانچه کش ایرانی خالی از لطف نیست.

آنها که در ایران مشغول به موسیقی با ادبیات متفاوت تر از جریانات روز بودند، در سال 1392 ثابت کردند که اگر آب ببینند، شناگران قهاری هستند. کنسرت های گروه های اوهام، کماکان، پالت، کامنت، تندر و... با استقبال خوبی مواجه شدند. مورد عجیب تندر را فراموش نکنید که بلیت های اولین کنسرت رسمی اش خیلی زود فروش رفت و به سانس ویژه هم رسید. گروهی که خواننده اش انگلیسی می خواند. کنسرت فرشاد فزونی هم، اجرای سر حالی بود و یک سیاوش امامی داشت که انصافاً یکی از پدیده های مهم موسیقی  ایران در سال 1392 بود.  در کنسرت فزونی  یک کلاس و استایل شخصی و سطح بالای را به نمایش گذاشت. امامی و  افکت های پیچیده اش با هم ترکیب صدایی خوبی خلق می کردند. در پی خودنمایی تکنیکی نبود و الحق ریف هایی که برای این اجرا نواخت و بداهه نوازی های موجز و موثرش، مهمترین نکته آن شب دوست داشتنی بودند.

اما انتشار آلبومِ راکِ «خرس سیاه بلوچی» در روزهای آخر اسفند نشان داد، هنوز هم می توان در ایران از یک گروه ناشناخته شگفت زده شد و لذت برد. این آلبوم از گروه «خورشید سیاه» اثری کاملاً در خدمت مفاهیم محیط زیستی بود. شاید در نگاه اول پرداختن به یک محتوای اینگونه پس زننده باشد و تصویر آهنگ های شاد دعوت به مهربانی با محیط زیست را به ذهن متبادر کند اما جهانگیر رها (خواننده) و آرش اسلامی (گیتاریست) چنان ضجه ها و فریادهایی می زنند که اصلاً خوشحال و خوشایند نیست، ولی بسیار شنیدنی است. «خرس سیاه بلوچی» کاملاً راک است. باهمه آن جوش و خروشی که از این موسیقی انتظار داریم. و قطعه «خرس قطبی سمیرم» در این آلبوم بحث برانگیز و به یادماندنی است. این آلبوم در هیاهوی نام های بزرگ اسفندماه منتشر شد و شاید کسی چندان صدایی از آن نشنید اما با توجه به شرایطی فرهنگی جامعه ما در قبال مسئله محیط زیست و با توجه به ترانه های تاثیر گذار آن، از آثار مهم سال 1392 محسوب می شود.

آلبوم های مهمی هم منتشر شدند که در هیاهوی و غبار نام های بزرگ گم شدند. تجربه هایی که در نوع خود قابل بحث و نظر بودند؛ «هیچم خبر از هیچ» اثر میلاد درخشانی، «آثار پیانویی» ِ احسان صبوحی، «همسو» اثر گروه پیام و ماهان میرعرب، و «عجملر» از آرش محافظ و گروه سپهر.

دست آخر اینکه موسیقی جدی ایران هنوز امکانات درخوری ندارد و بهتر است مدیران ارشاد به جای کسب اعتبار از نام های بزرگ به فکر توجه به جریان های تازه باشند و تازه نفس های قدر ندیده را به میدان دعوت کنند. فکر می‌کنم دلجویی از بزرگانی که در هشت سال گذشته مورد بی مهری قرار گرفتند کافی است و بهتر است موسیقی ایران میدان را برای فکرهای تازه باز کند. مضاف بر اینکه بزرگان بی مهری دیدند و همدلی همکارانشان، ولی کم سن و سال ترها اصلاً چیزی ندیدند.
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما