فریاد محیط زیست در گلوی «خورشید سیاه»

گفت‌و‌گو با اعضای تنها گروه موسیقی حامی محیط زیست ایران
زمان: روزنامه ایران - یکشنبه - 7-2-93
فریاد محیط زیست در گلوی «خورشید سیاه»
فریاد محیط زیست در گلوی «خورشید سیاه»

گفت‌و‌گو با اعضای تنها گروه موسیقی حامی محیط زیست ایران
فریاد محیط زیست در گلوی «خورشید سیاه»
http://www.iran-newspaper.com/?nid=5631&pid=16&type=0
مریم فرهمند
http://www.iran-newspaper.com/content/newspaper/Version5631/0/Page16/Block11918/newspaperb_11918.jpg
در ترانه‌هایشان خبری از «الو...چرا قطع کردی؟» یا «چرا رفتی؟» نیست... دنیای آن‌ها پر از فریاد برای نجات زمین، خاک و آب و هوا است. در روزهایی که حال محیط زیست کشور خیلی خوب نیست، گروهی از جوانان گرد هم آمده‌اند که دلواپس گونه‌های در حال انقراض و محیط طبیعی ایران هستند.گروه موسیقی خورشید سیاه، نخستین و تنها گروه موسیقی حامی محیط زیست ایران است که سال 1390 تشکیل شده و ترانه‌های آن‌ها درباره مشکلات زیست محیطی و آسیب‌های اجتماعی است. جهانگیر رها، خواننده، شاعر، نوازنده گیتار آکوستیک، طاهر علی رمضانی نوازندگی گیتار بیس، سرپرست گروه و همخوان، علی فرهمند درامز و آرش اسلامی نوازنده گیتار الکتریک از اعضای گروه هستند. در کافه روزنامه ایران میزبان جهانگیر رها و طاهر علی رمضانی دو تن از اعضای این گروه بودیم و درباره انگیزه‌های تشکیل گروه و کارهایشان گفت وگو کردیم.

ë چرا عنوان «خورشید سیاه» را برای گروه انتخاب کردید؟
علی رمضانی: عنوان‌های مختلفی انتخاب کرده بودیم.
رها: از همان ابتدا مشخص بود که به چه سمتی می‌خواهیم برویم. پیشتر ترانه‌ها و فکر و اندیشه آن شکل گرفته بود و اسم گروه‌ می‌توانست کمکی به معرفی هدف ما باشد.
خورشید پدیده‌ای طبیعی است که وقتی سیاه می‌شود نمادی از تخریب پدیده‌های طبیعی است. خورشید سیاه یک پدیده زیبای زیست محیطی هم هست.
سارها هنگام کوچ دسته جمعی،‌ اشکال مواج و سیاه رنگی در آسمان تشکیل می‌دهند. دوستداران محیط زیست در اروپا به این پدیده، خورشید سیاه می‌گویند. همچنین یک کلید واژه است برای شرح و تحلیل آثار ادبی.
یک فرد در نهایت ناامیدی موفق به خلق یک اثر می‌شود. وجه درخشان،‌خلق اثر و وجه تاریک آن این است که نویسنده در نهایت ناامیدی زندگی می‌کند.
ë در مورد انتشار نخستین آلبوم با عنوان «خرس سیاه بلوچی» توضیح دهید.
رها: این آلبوم 8 آهنگ داشت که یکی از آنها با عنوان پرندگان از شعرای افغان بوده است.
ë از آلبوم «خرس سیاه بلوچی» چطور استقبال شد و آیا فروش خوبی داشت؟
علی رمضانی: بحث فروش، در ایران خیلی پیچیده‌ است. کمترین سهم فروش به تولید‌کننده و خواننده می‌رسد. چون هزینه پخش خیلی بالاست. این آلبوم سال90 تولید و 92توزیع شد. توزیع 2سال به خاطر مشکلات مالی طول کشید. فروش پایین است؛ بویژه کارهای خاص. اما با توجه به حجم تبلیغات خیلی خوب بود.
رها: این آلبوم جزو آلبوم‌های پرفروش شهر کتاب بوده است.
ë برای گرفتن مجوز با مشکلی مواجه شدید؟
علی رمضانی: مشکلی نداشتیم. غیر از موسیقی. چون جدید بود و کسی تا به حال به این سبک نخوانده بود و برای شورای موسیقی ناآشنا بود. می‌گفتند آلبوم مشکلی ندارد اما نمی‌دانیم باید تأیید کنیم یا نه و در نهایت تأیید شد.در زمینه شعر هم مشکلی نبود چون از نظر ادبی قوی است.
ë آلبوم جدیدی در دست تهیه دارید؟
علی رمضانی: آلبوم جدید ما اشک سیاه نام دارد که در مورد یوز است. برای مجوز که بردیم نمی‌دانستند جریان یوز چی هست.
ë سبک موسیقی شما چیست؟
علی رمضانی: ما سبک خاصی را انتخاب نکردیم و پافشاری روی سبکی خاص نداریم بلکه با توجه به امکانات، سبک را انتخاب می‌کنیم.
فعلاً گروه با این سازبندی بسته شده و راک می‌زنیم. مهم‌تر از همه این است که ما بتوانیم فریاد خود را بزنیم و این صدا شنیده شود.به نظر ما کار از تعریف طبیعت گذشته و نمی‌توان گفت که همه چیز خوب است.
رها: ما از ابتدا از انتخاب یک سبک موسیقی خاص فرار می‌کردیم چون هدف ما این بود که حرف بزنیم. برای حرف زدن دنبال سبک نمی‌گردیم. ما سال 90 این کار را تولید کردیم. از سال 88 ترانه‌ها شکل گرفت که برای گفتن این حرف باید فریاد کشید. غیر از این سبک نمی‌شد اشعار را به شکل سنتی یا پاپ خواند.
ë با توجه به این‌که آلبوم جدید شما در مورد یوز است، برای راهیابی یوز آسیایی به جام جهانی هم اقدامی انجام دادید؟
علی رمضانی: ما هرساله کنسرت داریم. ما قبل از این‌که بحث رفتن یوز به جام جهانی مطرح باشد در مورد آن برنامه داشتیم. شهریور سال92 کنسرت اجرا کردیم. اما با توجه به مشکلاتی که وجود دارد و مشغله روزمره اعضای گروه، به تأخیر افتاد.
پروژه بعدی ما هم اجرای کنسرت است. اگر آلبوم به آخر تابستان برسد، کار جدیدی که برای یوز در دست اقدام داریم تهیه ترانه‌ای به زبان انگلیسی است.
رها: ما تلاش برای معرفی یوزپلنگ را از 2 سال قبل در برنامه خود داشتیم اما آنقدر فاجعه‌های زیست محیطی زیاد است که نوبت یوز پلنگ به تابستان سال گذشته رسید. در جریان کار روی موضوع یوزپلنگ، بحران ریزگردها پیش می‌آمد و هنوز به نتیجه نرسیده،‌مشکلی برای محیط‌بانان پیش می‌آمد و همین طور مسائل مختلف پیش می‌آمد و انگار دقیقاً وقت آن بود و پس از آن موج عمومی به خود گرفت.
همسویی خوبی پیش آمد و این‌که چه کمکی به یوز خواهد شد را نمی‌دانیم.
ë انگار شما از دنیای آدم‌ها بریده‌اید که از درد محیط زیست می‌خوانید.
علی رمضانی: ما مسائل محیط زیستی را جدا از مشکلات اجتماعی نمی‌دانیم. وقتی خشونت علیه طبیعت و حیوانات را سرزنش کنیم نهایتاً ظلم و خشونت علیه انسان هم نکوهش می‌شود.
رها: ترانه‌ها نمادین هم هست. یک درخت هم نمادی از هستی است. ما ترانه‌های اجتماعی هم داریم اما مشکلات زیست محیطی آنقدر زیاد و حاد شده که فکر می‌کنیم زمان بیداری محیط زیست است و ترجیح دادیم بیشتر به این مسائل بپردازیم و کارهای ما بیشتر تئاتر ترانه است.
ë با توجه به آلبوم جدید شما با عنوان اشک سیاه، همزمان با بازی‌های جام‌جهانی، برنامه خاصی برای اجرا دارید؟
علی رمضانی: ما خیلی برنامه‌ها داریم که دوست داریم اجرا کنیم اما باید پشتوانه‌ای وجود داشته باشد.
ë حمایت از فعالیت‌های شما تاکنون چطور بود؟
علی رمضانی: بیشتر تلاش ما برای ارائه کار هنری است و در کنار آن باید پشتوانه مالی برای اجرای برنامه‌ها وجود داشته باشد؛ در حالی که ما همه هزینه‌ها را شخصی پرداخت می‌کنیم و حتی از زندگی خود هم می‌زنیم. ان‌جی‌اوها که خودشان نیازمند حمایت هستند در حد تبلیغات به ما کمک می‌کنند.
سازمان حفاظت محیط زیست که پیش از خانم ابتکار هیچ واکنشی نسبت به فعالیت‌های ما نداشت. اما اکنون به ما پیشنهاد دادند که سی‌دی ما را تهیه کنند که هنوز اقدامی انجام نشده و در سازمان اجرا هم داشتیم. ما نخستین گروه موسیقی هستیم که در پارک پردیسان اجرا داشته‌ایم.





بخشی از ترانه خرس سیاه بلوچی

«خرس سیاه بلوچی»
به من چی؟!
به تو چی؟!
یه گونه از هشت گونه
حوالی واپسین رایحه آخرین بته‌های زیره
پشت یه کنده توخالی
توی غار تنهایی
داره غزل خدافظی می‌خونه.

بخشی از ترانه دریاچه
(برای دریاچه ارومیه)

کوهو تو دریا می‌ریزیم
دریارو میدیم دست باد
اونقد نمک خش می‌کنیم
تا اشک خنده در بیاد
دریاچه‌مون غرق شده
خاطره‌ شرق شده
چشمه به دریا نرسید آهای کمک
«آرتیمیا» ذوب شده توی نمک – نمک بریز

بخشی از ترانه «نمی‌کشیم» که به آسیب‌اجتماعی اعتیاد اشاره دارد

از سوز بد مصب این سرما،
نه...؛ محاله
نه... نمی‌کشیم تا فردا
یه مشت پوست و استخوان مچاله و یه کبریت خیس می‌مونه از ما
نه... نمی‌کشیم تا فردا
سر صبی از تو خیابون به درک جارو می‌شیم، - نمی‌کشیم-